ضرب المثل های بختیاری- گویش بختیاری ،از جمله شاخه‌های زبان لری به شمار می‌رود. این گویش تفاوت‌های اندکی با سایر شاخه‌های زبان لری از جمله لری خرم‌آبادی و لری بویراحمدی دارد. ضرب المثلها جملات موزون، پرمعنی و معمولاً منظومی هستند که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده اند. قابل درک بودن برای تمام مردم، سادگی، کوتاهی، توانایی رساندن مفهوم، کاربرد عمومی و حالت طنزمثلها سبب شده جایگاه ویژه ای در بین مردم داشته باشند. اشعار برخی از شاعران ایرانی مانند سعدی نیز به صورت ضرب المثل درآمده است. پیدایش ضرب المثلها ضرب المثلهای اولیه توسط افراد گمنامی به وجود آمده که شناخته شده نیستند. بعدها اشعار شاعران، گفتار ادبا و حکما نیز به شکل مثل به کارگرفته شده و ماندگار شده اند. با پیشرفت علوم وفنون وگسترده تر شدن روابط اجتماعی، مثل های جدیدی به وجود آمده و برخی مثلهای قدیمی کاربرد خود را از دست داده اند. ضرب المثل دربین بختیاری ها ضرب المثل دربین بختیاری ها بسیار رایج است و آنها در گفتگوهایشان از ضرب المثلها زیاد استفاده می کنند. واژه ها و عبارات به کار رفته در ضرب المثلهای بختیاری بیشتر از طبیعت، نحوه ی زندگی، آداب و رسوم و اعتقادات آنها نشات گرفته و به همین دلیل ممکن است در بین اقوام دیگر کاربرد خود را نداشته باشند. به مرور کلمات برخی مثلها به فارسی تغییر داده شده است. تعداد کمی از ضرب المثلهای فارسی نیز در زبان بختیاری به کارگرفته شده اند. کاربرد گرچه ضرب المثلها حالت استعاره دارند، اما برخی از آنها ممکن است در یک منطقه ی خاص رواج داشته باشند. باید به کاربرد مثلها در بین بختیاری ها و به مفهوم خاص کلمات در زبان بختیاری توجه داشت. با پیدایش نفت و ورود واژه های جدید، مثلهایی به وجود آمده که شاید بتوان گفت تنها در همین مناطق کاربرد دارند۱ . با توجه به گویشها ی مختلف در زبان بختیاری، تلفظ بعضی کلمات نیز در طوایف مختلف کمی متفاوت است ۲. حفظ ضرب المثلها ضرب المثلها بخشی از فرهنگ هر قوم هستند و حفظ آنها به بقای فرهنگ آن قوم کمک می کند. شاید برخی از آنها چندان جالب نباشند، در آنها کلمات مناسبی به کار نرفته باشد، ظاهر خوشایندی نداشته باشند و...، ولی حفظ آنها به همان شکل و ماندگاریشان ضروری است. فایده ی ضرب المثلها یکی از راههای شناخت زندگی هر قومی، مطالعه ی ضرب المثلهای آن قوم است. ضرب المثلها کلید راه یابی به فرهنگ هر قوم و انعکاس دهندۀ تجربیات نسل ها و بازتابی از زبان مردم است. مثلها با جملات کوتاه اما با مفاهیمی بلند وعمیق، چنان مقصود را بیان می کنند که ساعت ها نوشتن و یا سخن گفتن، قادر به این کار نیست. در بین بختیاری ها ضرب المثلها به دلیل تماس مستقیم با طبیعت، صریح و بی پرده ولی عمیق وبسیار پر معناست. ضرب المثلهای بختیاری نشانه ی پیوند این زبان با شاخه های گوناگون ادبیات مانند قصه، داستان، ضرب المثل و شعر است و نشانه ی قریحه و خوش ذوقی قوم بختیاری است. چند ضرب المثل آ-ا آهَی گُلَی آسونه، دینگِلی دینگوِس سخته۳. اَر اِخوی بینی زِنِ پَرچَلِه یا نه، بِه گوزَکِس۴ سَیل کُن. اَفتَو زَی هَمُچو کِه دِلِ دُز اِخواست. اَلسِ کار پدره، که مادر رهگذره. اِخومِت که اِگُمِت ( دوستت دارم که به تو می گویم). اِدُنُم چَنتا مِل به لاشِسِه ( می دانم چندتا مو در بدنش هست یعنی او را کاملاً می شناسم). آدُمِ کم شانسِنِه مِنِ کَلِ مُرغون کوسه اِزَنِه۵. اِمرو تا صُوَه۶ هَم خدا کریمه. ایما که سالِنِه پائیدیم۷، ماهِنَم اِپائیم. ب باد اَوُرد، خدا داد به هوشه چین۸. بِجور جاتِه بِنِه پاتِه. بَختُم، بَختِه دامِه، کَوشا کُهنِه دام بِه پامِه. بِد۹ اَر تَهلِه، سایِس شیرینه. بُز که اَجَل اِگِرِس، نونا شونِ۱۰ اِخورِه. بِزیس و بینیس. بِنگِشتِه بُردِن باغ بهشت گُد وطن وطن، وِلِس کِردِن اِوَی نشست سَرِ خارپَرزین۱۱. بووم همو کِه سَرِ گُرزِ تاشید۱۲. به بِنگِشت گُدِن تُخمات کوچیرِن گُد بووم سُهد۱۳ تا هَمینونِ نَهادُم. به تشمال گُدِن ساز بزن گُه، تَنگِه پام اِخارِه. به میش اِگو بِجِه، به گرگ اِگو بِگِرِس۱۴. بیو به دینُم پات پَتیه۱۵. پ - ت پیا که مال نداره، وا نشینه به سآ بَردِ گپ.۱۶ تاپو گِلی. تَش بِ دی۱۷. تیلی که تخم ناد، هُمدا داسِه۱۸. ج-چ-ح-خ جا تَره و بَچِنِه نی۱۹ چی مَشکِ کُهنِه زِ دَر اِگِرِنِس زِ اَنگِلِه اِپُکِه. د-ذ دُزِ بُنِ هورِنِ نَتَری بِگِری۲۰. دوست اِگُه بِت اِگُم، دِشمِن اِگُه خواستُم بِت بِگُم. دو کَلا جَنگ اِکُنِن سَرِمالِ مَردُم. دُهدَر که جَواوِ دا داد، جَواوِ شا داد۲۱. دستُم بشکنه، به ز پام. بئوم بمیره، به ز دام. ر-ز-ژ زِ بیکاری مِل و مِرزِنگ اِکَنِه۲۲. ز دوتا چی ناراحت نَبو بِدَونی و نَرَسی، بِخورِن و بِت نَدِن. زمین سِفتِه گا زِ تِه گا اِبینِه. زَهمِ مَچُهما۲۳. س-ش سَی و گرگ تِفاق۲۴. ع-غ عروس بسکه خوبید، گیوِنِه هم دِراَوُرد. علف سَرِ ریشه خُس سَوز ایبو. ف-ق فِلونی ماتی وابید. ک-گ کا چَشمِه رین. کار دُهدَر نَکِردنس بهتر۲۵. کال و وُرار۲۶. کَه باقِلِه باد اِزَنی ( کنایه از کار بیهوده کردن است ). گپِتِه وُرار۲۷، کوچیرِت وُراوردِه خداییه. گرگ که پیر اِبو سگ بِس اِخَندِه ۲۸. گرگ که زید به گله، بترسه هو که۲۹ یکی داره. گرگِ گِرِدِن پَندِس دادِن، گُد وِلُم کُنین گلِه رَهد. گژدیم بی دا ۳۰. گله چِرا گِرِهد، بز شَلِه نِها۳۱ گِرِهد. . گِوِه کَش پا پَتی ( معادل کوزه گر از کوزه ی شکسته آب می خورد ). گووَر وا گا اِبَرِه، دُهدَر وا دا. ل-م-ن مثل زخم پلنگ وادِرَوش۳۲ اِکُنه. مثل شَنگُل وَرکَنِه به گایَل. مهمون دِر مِجال۳۳، جاس بُنِه چالِه. مهمون دِرمِجال، شُمِس با خُسِه. نه زِ پُل اِرِه، نه زِ گُدار۳۴. نونِ مُفت نَخَردِن که حرفِ مُفت بِزَنِن . نونِ یَه مَن هیچی خَردِن و حرف زَیدِن. و-ه-ی هرچه آسِیَو اِدِرارِه، لِوینِه۳۵ اِکَپنِه. هر کِه نِه۳۶ حَرف نَکُشت، تیر تُفَنگ هم نِکُشِس. هور سُهر هور سُهر، مِنِت خُمِه کُشتِه بِرینت مَردُمِه
ساعت : 1:59 pm | نویسنده : admin | صفحات : 1 - 115 - 116 - 117 - 118 - 119 - 120 - 121 - 122 - 123 - 124 - 125 - 126 - 127 - 128 - 129